مراتب فکر و فعل در معماری دفاعی دارالسلطنه‏ی تبریز مطالعه‏ی موردی: چرایی و چگونگی ایجاد سامانه‏ی دفاع غیرعامل شهر پس از زمین‏لرزه‏ی 1193 ﻫ. ق.

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار، دانشکده‏ی معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

چکیده

هدف نوشتار حاضر تبیین جایگاه معماری دفاعی، در فرایند بازسازی تبریز پس از زمین‏لرزه‏ای است که در اواخر دوره‏ی زندیه و به سال 1193 هجری قمری رخ داد. اهمیت موضوع پژوهش، به اهمیت ساختاری دیوار دفاعی شهر برای اعتبار بخشیدن به حیات جمعی، پس از وقوع بحران برمی‏گردد، زیرا پس از زمین‏لرزه، مدیریت بومی متکی به توانمندی‏های محلی، بار دیگر سامانه‏ی دفاعی کارآمدی را برای حفاظت از آسیب‏دیدگانی که قصد ادامه‏ی حیات در این شهر بحران‏زده را داشتند، پدید آورد. مقتضیات زمان و مکان در آن ایام به نحوی بود که مدیریت امنیت، به رکن مهم مدیریت بحران تبدیل شده بود و در این راستا باید در گرداگرد شهر، بارویی برای ایمن‏سازی آن در برابر تعدیات احتمالی ساخته می‏شد. اگر چه در آن ایام، محدودیت‏های ناشی از بحران عرصه را برای هر نوع تصمیم‏گیری تنگ کرده بود، اما اندیشه‏ی مدیریت بومی توانست با شناسایی، نظم‏دهی و جهت‏بخشی به قابلیت‏های مادی و معنایی موجود، اقدامات ثمربخشی برای نیل به وضعیت دفاعی مطلوب انجام دهد. نتایج این پژوهش نشان می‏دهد که بعد از زمین‏لرزه، متولیان شهر ـ چه در سال‏های پایانی دوره‏ی زندیه و چه در سال‏های آغازین دوره‏ی قاجاریه ـ نیتی واحد در استوار ساختن و استوار ماندن این بارو داشته‏اند. بر این اساس، هدف نوشتار حاضر تحلیل چرایی و چگونگی تحقق ساختاری باروی مذکور در وضعیت بحرانی پس از زمین‏لرزه است؛ وضعیتی که در آن، هنجارهای شناخته شده‏ی زندگی شهری از بین رفته و معاش و معیشت دچار مضیقه بود. این پژوهش به روش تفسیری ـ تاریخی صورت گرفته است و بر آن است به این پرسش‏ها پاسخ دهد: الف. باروی تبریز چه نقش کارکردی در ترتیبات زیست جمعی این شهر داشت؟ ب. فرایند طراحی باروی جدید، متأثر از چه عواملی و مبتنی بر چه اصولی بود؟

کلیدواژه‌ها