<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت بحران</title>
    <link>https://www.joem.ir/</link>
    <description>مدیریت بحران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی گستره سیلاب با اعمال روش آستانه‌گذاری خودکار اوتسو بر روی تصاویر سار (مطالعه موردی: سیلاب فروردین‌ماه 1403 استان سیستان و بلوچستان)</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_728656.html</link>
      <description>سیلاب‌ها از مهم‌ترین مخاطراتی هستند که بسته به شدت بارندگی‌ها و سایر عوامل مؤثر سبب وارد آمدن خسارات زیادی به نواحی شهری و روستایی می‌شوند. این خسارات می‌تواند شامل تخریب زیرساخت‌ها، آسیب به منازل و زمین‌های کشاورزی و حتی از دست رفتن جان انسان‌ها باشد. به همین دلیل، تهیه نقشه‌های گسترش سیلاب اطلاعات ارزشمندی را در زمینه‌های آمادگی، مدیریت بحران، ارتباطات، واکنش سریع و کاهش خطرات ناشی از سیلاب در زمان وقوع فاجعه فراهم می‌کند. یکی از روش‌های نوین و مؤثر در مطالعه سیلاب، استفاده از داده‌های راداری سار است. این داده‌ها امکان بررسی دقیق جزئیات سیلاب‌ها و تعیین محدوده گسترش آن‌ها را فراهم می‌کنند که می‌تواند به بهبود برنامه‌ریزی‌های آتی و اتخاذ تصمیمات بهتر کمک کند. در این تحقیق، مناطق تحت تأثیر سیلاب استان سیستان و بلوچستان در فروردین‌ماه 1403 شناسایی شدند. برای این منظور، از روش آستانه‌گذاری خودکار اوتسو بر روی تصاویر سنتینل-1 سار در سامانه تحت وب GEE استفاده شد. نتایج حاصله با استفاده از بارش تجمعی در بازه زمانی 6 روزه (26 تا 31 فروردین‌ماه 1403) که از آمار ایستگاه‌های باران‌سنجی به‌دست‌آمده بود، ارزیابی دقت شد. این ارزیابی نشان داد که مدل دارای دقت قابل قبولی (R2=0.92 و RMSE=0.06) ارائه داده است. یافته‌ها حاکی از این بودند که شهرستان‌های زرآباد، نیک‌شهر، کنارک، چابهار، دشتیاری، سرباز، مهرستان، سیب، سراوان، گلشن، خاش، میرجاوه، ایرانشهر و زاهدان در این بازه زمانی تحت گستره سیلاب قرار گرفتند. علاوه بر این دریاچه‌های نمک در شهرستان‌های دلگان، بمپور و قسمت غربی زاهدان نیز احیا شدند. این نتایج می‌توانند به‌عنوان مبنایی برای برنامه‌ریزی بهتر در آینده و کاهش آسیب‌های ناشی از سیلاب‌ها استفاده شوند و همچنین به تصمیم‌گیرندگان در زمینه مدیریت بحران و پیش‌گیری از فاجعه‌های مشابه یاری رسانند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل راهبردی سیاست‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی الکتریکی به‌منظور مدیریت بحران انرژی در کشور جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_728669.html</link>
      <description>در این پژوهش، متغیرهای مؤثر در تدوین مدل راهبردی سیاست‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی الکتریکی جمهوری اسلامی ایران با استفاده از روش تصمیم‌گیری چند شاخصه فازی TOPSIS با رویکرد فازی مثلثی رتبه‌بندی و استخراج شدند. این تحقیق از نوع توصیفی-اکتشافی و با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، تحلیل اسناد بالادستی، مصاحبه با خبرگان حوزه انرژی و زیرساخت‌ها و با استفاده از پرسشنامه نیمه‌باز ساختاریافته گردآوری شدند. یافته‌های پژوهش منجر به استخراج 138 زیرمولفه، 35 مؤلفه و 5 بعد شدند که در قالب مدل راهبردی سیاست‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی الکتریکی جمهوری اسلامی ایران دسته‌بندی شدند. نتایج رتبه‌بندی بر اساس روش TOPSIS فازی نشان داد که زیرمولفه‌های مرتبط با محیط‌زیست، فناوری و منابع اقلیمی در رتبه‌های بالا قرار دارند. ازجمله زیرمولفه‌های برتر می‌توان به &amp;amp;laquo;رعایت منابع اقلیمی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;امکان انتقال فناوری‌های نوین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کاهش تولید کربن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;استفاده بهینه از منابع انرژی تجدید پذیر&amp;amp;raquo; اشاره کرد. همچنین مؤلفه‌هایی مانند &amp;amp;laquo;تعاملات بین‌المللی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدیریت راهبردی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تنوع در سبد منابع انرژی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تضمین پایداری انرژی الکتریکی&amp;amp;raquo; از اولویت بالایی برخوردار بودند. نوآوری این تحقیق در ارائه یک مدل جامع و چندبعدی برای سیاست‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی الکتریکی است که علاوه بر ابعاد ساختاری و فرایندی، ابعاد زمینه‌ای، رفتاری و جهت‌گیری را نیز در برمی‌گیرد. این مدل می‌تواند به‌عنوان چارچوبی عملیاتی برای تصمیم‌گیرندگان و برنامه‌ریزان انرژی در جمهوری اسلامی ایران به‌منظور مدیریت بحران انرژی و تقویت مقاومت زیرساخت‌های حیاتی کشور مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی روابط میان اعتماد نهادی، آگاهی اجتماعی و رفتارهای پیشگیرانه در مدیریت بحران‌های شهری</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737015.html</link>
      <description>بحران‌های شهری به دلیل پیامدهای گسترده اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، اهمیت بالایی در مدیریت شهری دارند و شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای رفتارهای پیشگیرانه شهروندان از ضرورت‌های پژوهشی در این حوزه محسوب می‌شود. مقاله حاضر با عنوان &amp;amp;laquo;مدل‌سازی روابط میان اعتماد نهادی، آگاهی اجتماعی و رفتارهای پیشگیرانه در مدیریت بحران‌های شهری&amp;amp;raquo; با هدف بررسی اثر اعتماد نهادی و آگاهی اجتماعی بر رفتارهای پیشگیرانه و آزمون نقش میانجی آگاهی اجتماعی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان بالای ۱۸ سال ساکن شهرهای تهران، مشهد، اصفهان و تبریز است که در معرض مخاطرات شهری مختلف (مانند زلزله، سیلاب، آلودگی هوا و بحران‌های بهداشتی) قرار دارند و نمونه‌ای بالغ‌بر ۳۲۰ نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شد. دوره زمانی جمع‌آوری داده‌ها نیمه اول سال ۱۴۰۴ بود. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد شامل ۱۲ آیتم برای اعتماد نهادی، ۱۰ آیتم برای آگاهی اجتماعی و ۱۴ آیتم برای رفتارهای پیشگیرانه بود و پایایی و اعتبار ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ، اعتبار ترکیبی و تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS و روش مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که اعتماد نهادی اثر مستقیم و مثبت بر آگاهی اجتماعی (0.48&amp;amp;beta;=، 6.00 t=) و رفتارهای پیشگیرانه (0.22&amp;amp;beta;=، 3.67 t=) دارد و همچنین آگاهی اجتماعی به‌طور مستقیم بر رفتارهای پیشگیرانه تأثیر قابل‌توجهی دارد (0.55&amp;amp;beta;=، 7.86 t=). علاوه بر این، اثر غیرمستقیم اعتماد نهادی بر رفتارهای پیشگیرانه از طریق آگاهی اجتماعی برابر با ۰٫۲۶ بوده و بازه اطمینان شامل صفر نیست که نقش میانجی جزئی آگاهی اجتماعی را تأیید می‌کند. بر اساس این نتایج، تقویت اعتماد شهروندان به نهادهای رسمی و ارتقای آگاهی اجتماعی می‌تواند به‌طور هم‌زمان موجب افزایش رفتارهای پیشگیرانه در مواجهه با بحران‌های شهری شود و سیاست‌گذاران شهری می‌توانند با تمرکز بر این دو عامل، تاب‌آوری و آمادگی جامعه را در برابر بحران‌ها بهبود بخشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مکان‌یابی مناطق مستعد اسکان موقت چندمخاطره‌ای (سیل و زمین‌لرزه) با استفاده از مدل تلفیقی ضریب وزنی نسبی و WLC در استان خوزستان</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737198.html</link>
      <description>اسکان موقت به‌عنوان یکی از راهکارهای حیاتی در مدیریت بحران، نقش مهمی در کاهش آسیب‌های جانی و مالی ناشی از بلایای طبیعی ایفا می‌کند. در شرایط وقوع مخاطراتی مانند سیلاب و زمین‌لرزه، فراهم کردن مکان‌های امن و مناسب برای اسکان موقت افراد آسیب‌دیده، از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به شناسایی مناطق مستعد اسکان موقت در استان خوزستان پرداخته‌شده است. در این تحقیق از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، اطلاعات مربوط به کانون‌های زمین‌لرزه‌های رخ‌داده، تصاویر ماهواره CHIRPS و لایه رقومی 1:100000 زمین‌شناسی منطقه به‌عنوان مهم‌ترین داده‌های تحقیق استفاده‌شده است. مهم‌ترین ابزارهای تحقیق، سامانه گوگل ارث انجین، ArcGIS و TerrSet بوده است. در این تحقیق با استفاده از مدل تلفیقی ضریب وزنی نسبی و WLC و همچنین اعمال مناطق ممنوعه، مناطق مستعد اسکان موقت شناسایی‌شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که بخش عمده‌ای از استان خوزستان به دلیل وضعیت طبیعی، پتانسیل محدودی برای اسکان موقت دارد و تنها 8 درصد از وسعت این استان که فاصله مناسبی با رودخانه‌ها، نقاط شهری و جاده‌های اصلی دارند و همچنین از شیب و خطر زمین‌لرزه کمتری برخوردارند، مناسب برای اسکان موقت هستند. همچنین بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، درمجموع 15 شهر استان خوزستان شرایط مناسبی برای اسکان موقت دارند و 28 شهر به دلیل پتانسیل بالای آسیب‌پذیری در برابر مخاطرات سیلاب و زمینلرزه، این امکان را ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر رژیم‌های اقلیمی نواحی اطراف خلیج‌فارس و دریای عمان بر پهنه آبی این حوضه: رویکرد یادگیری ماشین بدون نظارت چند الگوریتمی</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737199.html</link>
      <description>خلیج‌فارس به‌عنوان یک دریای نیمه محصور و کم‌عمق، به‌طور ویژه نسبت به تغییرات اقلیمی و نوسانات جوی-اقیانوسی حساس است؛ بااین‌حال، نقش رژیم‌های اقلیمی نواحی اطراف آن، شامل مناطق خشکی حاشیه‌ای، سواحل مجاور و دریای عمان، در تعدیل یا تشدید ویژگی‌های حرارتی پهنه آبی تاکنون کمتر به‌صورت جامع بررسی‌شده است. این پژوهش با بهره‌گیری از یک چارچوب یادگیری ماشین بدون نظارت چند الگوریتمی، تأثیر رژیم‌های اقلیمی نواحی اطراف خلیج‌فارس و دریای عمان بر دینامیک حرارتی پهنه آبی این حوضه را طی دوره ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۱ بررسی می‌کند. داده‌های باز تحلیل ERA5 شامل مجموعه‌ای از متغیرهای جوی و اقیانوسی (دما، باد، بارش، تبخیر، تابش و پوشش ابر) استخراج، استانداردسازی و با استفاده از پنج الگوریتم خوشه‌بندی مکمل (K-Means، MiniBatchKMeans، GMM، DBSCAN و Fuzzy C-Means) تحلیل شدند. خروجی‌ها از طریق خوشه‌بندی اجماعی یکپارچه‌شده و پنج رژیم اقلیمی پایدار شناسایی شد که تأثیرات متمایزی بر دمای سطح آب خلیج‌فارس اعمال می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد که رژیم گرمای شدید شمالی با افزایش پایدار SST در نواحی کم‌عمق شمالی مرتبط است، درحالی‌که رژیم معتدل دریایی جنوبی و رژیم حاشیه موسمی نقش تعدیل‌کننده حرارتی دارند. تحلیل تله‌کانکشن‌ها حاکی از آن است که دوقطبی اقیانوس هند (IOD) محرک غالب ناهنجاری‌های زمستانی مرطوب و ENSO عامل اصلی تقویت نفوذ موسمی تابستانی است. این مطالعه با ارائه یک چارچوب داده‌محور و قابل‌انتقال، بینش‌های نوینی برای پیش‌بینی رژیم‌محور دمای سطح آب، ارزیابی ریسک‌های اکوسیستمی و مدیریت اقلیمی در دریاهای نیمه محصور فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اینترنت اشیا؛ ابزاری نوین در مقابله با مخاطرات اقلیمی</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_729261.html</link>
      <description>مخاطرات اقلیمی تهدیدی جدی برای جوامع و اکوسیستم‌های جهانی هستند و اثرات گسترده‌ای بر محیط‌زیست و منابع طبیعی دارند. در این میان، اینترنت اشیاء به‌عنوان یک فناوری نوین، نقش مهمی در پایش، تحلیل و مدیریت این مخاطرات ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی نقش اینترنت اشیاء در مقابله با مخاطرات اقلیمی، انجام‌شده است. این تحقیق به‌صورت کاربردی و توصیفی و با رویکرد کیفی طراحی‌شده و برای افزایش روایی و پایایی، از روش مثلث‌سازی داده‌ها و همچنین برای تعیین روایی محتوایی از روش لاوشه با نمونه 12 نفری از اساتید و متخصصان در حوزه‌های فناوری اطلاعات، اقلیم و محیط‌زیست بهره گرفته‌شده و مقدار آن 83/0 برآورد شد؛ که نشان‌دهنده روایی بسیار خوب و قابل‌قبول محتوای ابزار گردآوری داده در پژوهش حاضر است. گردآوری و تحلیل داده‌ها از طریق روش تحلیل محتوا و با استفاده از ابزار نرم‌افزار MAXQDA صورت گرفته است که در آن ۶ کد محوری استخراج شد. نتایج نشان می‌دهد که اینترنت اشیاء با بهره‌گیری از حسگرهای هوشمند و سیستم‌های متصل به شبکه، امکان جمع‌آوری داده‌های بلادرنگ را فراهم ساخته و در تحلیل الگوهای اقلیمی، بهینه‌سازی مصرف انرژی، کاهش آلودگی هوا، پایش اکوسیستم‌ها، مدیریت منابع آب، پایش تغییرات اقلیمی و ارائه هشدارهای زودهنگام نقش مؤثری ایفا می‌کند. هشدارهای زودهنگام و مدیریت منابع آب بیشترین کدهای باز را به خود اختصاص داده‌اند که نشان‌دهنده اهمیت اینترنت اشیاء در این حوزه‌ها است. همچنین، مشخص شد که ادغام اینترنت اشیاء با فناوری‌های نوین نظیر هوش مصنوعی می‌تواند دقت تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های اقلیمی را بهبود بخشیده و به توسعه راهکارهای پایدار کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی جریان انرژی و ارزیابی ریسک در زنجیره انرژی بر اساس ترجیحات سازمانی</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_729861.html</link>
      <description>امنیت انرژی ازجمله مفاهیم کلیدی در توسعه پایدار سازمان‌ها محسوب می‌شود که بر دسترسی مداوم به حامل‌های انرژی با قیمت معقول تأکید دارد. در سال‌های اخیر، افزایش ریسک‌های مرتبط با اختلال در تأمین انرژی، اهمیت رویکردهای جامع در مدیریت امنیت انرژی را دوچندان کرده است. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از استانداردهای جهانی مانند ISO 31000 و ISO 50000 چارچوبی برای مدل‌سازی جریان انرژی و ارزیابی ریسک در زنجیره انرژی سازمان‌ها ارائه‌شده است. در این مدل، با استفاده از روش‌های آماری و تحلیل عدم قطعیت، ریسک‌های مرتبط با دسترسی به انرژی در کوتاه‌مدت (سناریو بحران) و بلندمدت (سناریوهای تعادل عمومی) شناسایی و کمّی‌سازی شد. سپس، با بهره‌گیری از ماتریس‌های هم‌زمانی رخدادها و بلوغ بازیابی، شاخص ریسک امنیت انرژی معرفی شده و امکان اولویت‌بندی اقدامات اجرایی به منظور بهبود امنیت انرژی سازمان فراهم شد. یکی از نوآوری‌های این پژوهش، ارائه شاخص &amp;amp;laquo;ریسک امنیت&amp;amp;raquo; است که با در نظر گرفتن احتمال وقوع ریسک‌ها، شدت اثر آنها و زمان بازیابی سازمان از بحران، تصویری کمی از وضعیت امنیت انرژی ارائه می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد که ترکیب روش‌های مدیریت ریسک و بهینه‌سازی تخصیص منابع انرژی می‌تواند نقش مؤثری در افزایش تاب‌آوری سازمان‌ها در برابر بحران‌های انرژی ایفا کند. درنهایت، این پژوهش چارچوبی عملیاتی برای سازمان‌ها فراهم می‌کند تا با رویکردی نظام‌مند، اقدامات بهبود مستمر در حوزه امنیت انرژی را اولویت‌بندی و اجرا نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>به دست آوردن نقطه بهینه سرمایه‌گذاری‌های ایمنی در شرکت‌ها با استفاده از اعداد فازی مبتنی بر ارزیابی ریسک و مطالعات هزینه و فایده</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737270.html</link>
      <description>سرمایه‌گذاری مناسب در کنترل‌های ایمنی برای جلوگیری از هزینه‌های حوادث آینده یک راهبرد سودمند است. در این مقاله، مکانیسمی به‌منظور دستیابی به نقطه بهینه میزان سرمایه‌گذاری ایمنی با در نظر گرفتن بودجه ارائه‌شده است. لذا ابتدا ارزیابی ریسک به روش FMEA انجام، سپس داده‌های احتمال وقوع و احتمال کشف تبدیل به اعداد فازی شده است. به کمک تیم خبره هزینه حوادث، هزینه و کنترل‌های پیشنهادی برای هر ریسک تعیین و میزان تأثیرات هر کنترل بر کاهش ریسک و میزان قصور شرکت در هر حادثه تخمین زده‌شده است. با استفاده از برنامه‌ریزی غیرخطی با متغیرهای صفر و یک مسئله مدل‌سازی و پس از اجرای مدل، بودجه در دسترس به کنترل‌های پیشنهادی به‌صورت بهینه تخصیص‌یافته است. با اجرای مدل در یک شرکت پالایش نفت بدون محدودیت بودجه مشخص شد که افزایش سرمایه‌گذاری تا مقدار مشخصی باعث کاهش هزینه کل شرکت خواهد شد و پس‌ازآن افزایش سرمایه‌گذاری باعث کاهش هزینه کل به میزان قابل‌انتظار نخواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی در کنترل استراتژیک: بینش‌هایی از یک مرور سیستماتیک</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_729866.html</link>
      <description>درگذشته کنترل استراتژیک به‌عنوان یک فعالیت انسان‌محور در نظر گرفته می‌شد که به‌شدت به قضاوت، تجربه و هوش انسانی متکی بود. بااین‌حال، با ظهور هوش مصنوعی، به‌ویژه در زمینه‌هایی مانند یادگیری ماشین، تجزیه‌وتحلیل پیش‌بینی و پردازش زبان طبیعی، ما شاهد تغییر شیوه‌های کنترل استراتژیک به سمت سیستم‌های کنترل خودکار و الگوریتم محور هستیم. این مقاله به‌مرور سیستماتیک مقالاتی که در 4 سال اخیر در حوزه نقش هوش مصنوعی در کنترل استراتژیک منتشرشده است، می‌پردازد. بدین منظور، با جستجو و بازیابی مطالعات از درون شش پایگاه اطلاعاتی معتبر، 1050 مقاله شناسایی و توسط معیارهای عدم شمول غربالگری شد. نهایتاً تنها 130 مقاله برای مطالعه مروری انتخاب شدند. از کل مقالات، 47 مقاله مرتبط با ادبیات نقش هوش مصنوعی در کنترل استراتژیک بود. یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی با ارائه بینش‌های مبتنی برداده، مدل‌سازی پیش‌بینی کننده و برنامه‌ریزی سناریو به‌طور قابل‌توجهی فرآیندهای تصمیم‌گیری را ارتقا می‌دهد. علاوه بر این، هوش مصنوعی وظایف روزمره مانند نظارت بر عملکرد و گزارش‌دهی را خودکار می‌کند و منابع انسانی را برای عملکردها استراتژیک پیچیده‌تر آزاد می‌کند. چالش‌های ادغام هوش مصنوعی در کنترل استراتژیک شامل نیاز به داده‌های باکیفیت بالا، تخصص فنی و توسعه ساختارهای سازمانی جدید برای تطبیق فرآیندهای مبتنی بر هوش مصنوعی است. علاوه بر این، نگرانی‌های اخلاقی مانند سوگیری در الگوریتم‌های هوش مصنوعی و عدم شفافیت و پاسخگویی در تصمیم‌گیری هوش مصنوعی باید موردتوجه قرار گیرد. این مقاله بر اهمیت توسعه سیستم‌های مدیریت داده قوی، مهارت‌آموزی مجدد کارکنان و اجرای چارچوب‌های اخلاقی برای اطمینان از اینکه هوش مصنوعی مکمل هوش انسانی است نه جایگزین آن، تأکید می‌کند. درنتیجه، هوش مصنوعی این پتانسیل را دارد که حیطه کنترل استراتژیک را با بهبود تصمیم‌گیری، خودکارسازی فرآیندهای کلیدی و ارائه بینش‌های پیش‌بینی کننده متحول کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین زمینه‌های فرهنگی مؤثر بر خشونت فیزیکی و کلامی زنان علیه زنان (مورد مطالعه زنان خشونت دیده مناطق 1، 2، 16 و 17 شهرداری شهر تهران)</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737315.html</link>
      <description>خشونت یکی از چالش‌های جدی اجتماعی است که در اغلب مطالعات، در قالب سلطه مردان بر زنان بررسی‌شده و خشونت درون جنسیتی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. در این میان، خشونت زنان علیه زنان به‌عنوان پدیده‌ای پنهان و نادیده ‌گرفته‌شده، اهمیت خاصی دارد؛ چراکه این نوع خشونت با بازتولید نگرش‌های تبعیض‌آمیز و تقویت چرخه سلطه، همبستگی زنانه را تضعیف می‌کند. ضرورت پژوهش حاضر از همین خلأ علمی و اجتماعی ناشی می‌شود؛ زیرا بدون شناخت زمینه‌های فرهنگی خشونت میان زنان، برنامه‌های پیشگیری و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی کارآمد نخواهد بود. هدف این تحقیق، تبیین عوامل فرهنگی مؤثر بر خشونت فیزیکی و کلامی زنان علیه زنان در مناطق ۱، ۲، ۱۶ و ۱۷ شهر تهران است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد (اشتراوس و کوربین، 1998) انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ زن خشونت دیده گردآوری شد. انتخاب این روش به دلیل ماهیت پیچیده و چندلایه پدیده مورد مطالعه و همچنین فقدان نظریه‌پردازی کافی در این حوزه در ایران صورت گرفت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی نشان داد که مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی همچون زن‌ستیزی درونی‌شده، جامعه‌پذیری جنسیتی، رقابت منفی، تضاد منافع و هماهنگی با هنجارهای مردسالار، زمینه‌ساز خشونت زنان علیه زنان هستند. این خشونت‌ها عمدتاً به شکل تحقیر، طعنه، شایعه‌پراکنی و طرد اجتماعی بروز یافته و در برخی موارد به رفتارهای فیزیکی منجر می‌شوند. یافته‌ها بیانگر آن است که خشونت زنان علیه زنان نه یک کنش فردی صرف، بلکه بازتابی از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است که در فرآیند جامعه‌پذیری بازتولید می‌شوند. براین‌اساس، تغییر نگرش‌های فرهنگی، آموزش مهارت‌های حل تعارض و تقویت همبستگی زنانه، ضرورت‌هایی اساسی برای کاهش این پدیده محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازآفرینی زنجیره تأمین صنایع دفاعی با رویکرد تاب‌آوری: تدوین یک نقشه راه عملیاتی</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_730563.html</link>
      <description>درگیری‌های نظامی گسترده، کوتاه‌مدت و فناوری محور امروزی، به دلیل شدت تأثیر و ایجاد شوک ناگهانی، ویرانگرترین اثر را بر امنیت ملی کشورها وارد می‌سازند. جنگ ۱۲ روزه اخیر نمونه‌ای بارز از چنین بحرانی بود که بر ساختارهای دفاعی کشور تأثیر گذاشت. در این میان، زنجیره تأمین صنایع دفاعی، به‌عنوان ستون فقرات این صنایع، نیز دچار آسیب شد و اختلال در تأمین مواد اولیه استراتژیک، آسیب‌های فیزیکی به کارخانه‌ها و ترور سرمایه‌های انسانی متخصص، استمرار عملکرد این زنجیره را به مخاطره انداخت. با توجه به فقدان تاب‌آوری واقعی در این زنجیره حیاتی، این پژوهش با هدف تدوین یک نقشه راه عملیاتی، یکپارچه و بومی برای احیای سریع و گذر از این شوک؛ و نهایتاً تحقق تاب‌آوری بلندمدت در آن انجام‌شده است. برای دستیابی به این هدف، از یک روش‌شناسی ترکیبی استفاده شد. ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه‌ای عمیق و مصاحبه-های گروه کانونی با ۲۰ تن از خبرگان و مدیران، ۱۹ راهکار در دو دسته &amp;amp;laquo;احیای سریع &amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تاب‌آوری بلندمدت &amp;amp;raquo; شناسایی و استخراج شد. سپس با به‌کارگیری مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM)، روابط پیچیده و سلسله‌مراتبی بین این راهکارها تحلیل و نقشه راه نهایی ترسیم و درنهایت، راهکارها و مسیرهای بحرانی این نقشه راه مبتنی بر تحلیل حساسیت، تعیین شدند. یافته‌ها نشان داد که راهکارها در یک ساختار پنج سطحی به‌هم‌پیوسته‌اند. در پایین‌ترین سطح، &amp;amp;laquo;ایجاد استقرار فرماندهی متمرکز&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بومی‌سازی و درونی سازی&amp;amp;raquo; به‌عنوان مؤثرترین اهرم‌های تحول در گذار از بحران به سمت تاب‌آوری، شناسایی شدند. سه مسیر بحرانی و علی نیز شناسایی شد که چگونگی تبدیل خروجی‌های مرحله احیای سریع به ورودی‌های ضروری برای تاب‌آوری بلندمدت را عیان می‌سازد. تمرکز هم‌زمان و سلسله مراتبی بر احیای سریع و تاب‌آوری بلندمدت، رویکرد نوین و پیشنهادی این مطالعه است که می‌تواند تاب‌آوری زنجیره تأمین صنایع دفاعی کشور را در برابر بحران‌های آینده به‌طور پایدار تأمین نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رایانش شناختی در جنگ شناختی با رویکرد پدافندی</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737359.html</link>
      <description>جنگ شناختی به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین اشکال منازعات معاصر، با هدف اثرگذاری بر ادراک، شناخت و فرآیند تصمیم‌گیری افراد و جوامع، تهدیدی بنیادین برای امنیت ملی به شمار می‌آید. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش راهبردی رایانش شناختی در تقویت پدافند شناختی و ارائه چارچوبی بومی برای مقابله با تهدیدات شناختی انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر فراترکیب و چارچوب هفت ‌مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو بوده و داده‌ها از طریق تحلیل نظام‌مند ۵۸ منبع معتبر فارسی و لاتین در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ گردآوری شد. انتخاب منابع به‌صورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص صورت پذیرفت. به‌منظور ارتقای اعتبار بیرونی یافته‌ها، از روش دلفی با مشارکت ۱۲ خبره بهره گرفته شد. داده‌های کیفی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری و از طریق روش مثلث‌سازی (ترکیب تحلیل اسناد، نظرات خبرگان و شبیه‌سازی) اعتبارسنجی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد رایانش شناختی با اتکا به پردازش زبان طبیعی، یادگیری عمیق و استدلال استنتاجی، در پنج حوزه کلیدی نقش‌آفرینی دارد: ۱) شناسایی و ردیابی خودکار تهدیدات شناختی، ۲) تحلیل کلان داده‌های سایبری برای کشف الگوهای تخریب شناختی، ۳) ارتقای تاب‌آوری اطلاعاتی از طریق آموزش و تقویت تفکر انتقادی، ۴) پیش‌بینی حملات شناختی با بهره‌گیری از مدل‌سازی و شبیه‌سازی و ۵) ارائه پاسخ‌های تطبیقی و هوشمند در زمان واقعی. شاخص‌های کمی شامل روایی محتوا (CVI=0.88)، پایایی (آلفای کرونباخ=0.89) و ضریب توافق کندال (W=0.89) اعتبار مدل پیشنهادی را تائید می‌کنند. نوآوری اصلی این پژوهش در طراحی و بومی‌سازی یک چارچوب سه لایه (زیرساخت ترکیبی، رایانش شناختی و خدمات شناختی) برای جمهوری اسلامی ایران است. این چارچوب می‌تواند به‌عنوان نقشه راهی کارآمد برای سازمان‌های دفاعی و امنیتی در مواجهه با جنگ‌های شناختی و ارتقای امنیت ملی مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
