<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت بحران</title>
    <link>https://www.joem.ir/</link>
    <description>مدیریت بحران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مدل‌سازی روابط میان اعتماد نهادی، آگاهی اجتماعی و رفتارهای پیشگیرانه در مدیریت بحران‌های شهری</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737015.html</link>
      <description>بحران‌های شهری به دلیل پیامدهای گسترده اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، اهمیت بالایی در مدیریت شهری دارند و شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای رفتارهای پیشگیرانه شهروندان از ضرورت‌های پژوهشی در این حوزه محسوب می‌شود. مقاله حاضر با عنوان &amp;amp;laquo;مدل‌سازی روابط میان اعتماد نهادی، آگاهی اجتماعی و رفتارهای پیشگیرانه در مدیریت بحران‌های شهری&amp;amp;raquo; با هدف بررسی اثر اعتماد نهادی و آگاهی اجتماعی بر رفتارهای پیشگیرانه و آزمون نقش میانجی آگاهی اجتماعی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان بالای ۱۸ سال ساکن شهرهای تهران، مشهد، اصفهان و تبریز است که در معرض مخاطرات شهری مختلف (مانند زلزله، سیلاب، آلودگی هوا و بحران‌های بهداشتی) قرار دارند و نمونه‌ای بالغ‌بر ۳۲۰ نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شد. دوره زمانی جمع‌آوری داده‌ها نیمه اول سال ۱۴۰۴ بود. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد شامل ۱۲ آیتم برای اعتماد نهادی، ۱۰ آیتم برای آگاهی اجتماعی و ۱۴ آیتم برای رفتارهای پیشگیرانه بود و پایایی و اعتبار ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ، اعتبار ترکیبی و تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS و روش مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که اعتماد نهادی اثر مستقیم و مثبت بر آگاهی اجتماعی (0.48&amp;amp;beta;=، 6.00 t=) و رفتارهای پیشگیرانه (0.22&amp;amp;beta;=، 3.67 t=) دارد و همچنین آگاهی اجتماعی به‌طور مستقیم بر رفتارهای پیشگیرانه تأثیر قابل‌توجهی دارد (0.55&amp;amp;beta;=، 7.86 t=). علاوه بر این، اثر غیرمستقیم اعتماد نهادی بر رفتارهای پیشگیرانه از طریق آگاهی اجتماعی برابر با ۰٫۲۶ بوده و بازه اطمینان شامل صفر نیست که نقش میانجی جزئی آگاهی اجتماعی را تأیید می‌کند. بر اساس این نتایج، تقویت اعتماد شهروندان به نهادهای رسمی و ارتقای آگاهی اجتماعی می‌تواند به‌طور هم‌زمان موجب افزایش رفتارهای پیشگیرانه در مواجهه با بحران‌های شهری شود و سیاست‌گذاران شهری می‌توانند با تمرکز بر این دو عامل، تاب‌آوری و آمادگی جامعه را در برابر بحران‌ها بهبود بخشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مکان‌یابی مناطق مستعد اسکان موقت چندمخاطره‌ای (سیل و زمین‌لرزه) با استفاده از مدل تلفیقی ضریب وزنی نسبی و WLC در استان خوزستان</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737198.html</link>
      <description>اسکان موقت به‌عنوان یکی از راهکارهای حیاتی در مدیریت بحران، نقش مهمی در کاهش آسیب‌های جانی و مالی ناشی از بلایای طبیعی ایفا می‌کند. در شرایط وقوع مخاطراتی مانند سیلاب و زمین‌لرزه، فراهم کردن مکان‌های امن و مناسب برای اسکان موقت افراد آسیب‌دیده، از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به شناسایی مناطق مستعد اسکان موقت در استان خوزستان پرداخته‌شده است. در این تحقیق از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، اطلاعات مربوط به کانون‌های زمین‌لرزه‌های رخ‌داده، تصاویر ماهواره CHIRPS و لایه رقومی 1:100000 زمین‌شناسی منطقه به‌عنوان مهم‌ترین داده‌های تحقیق استفاده‌شده است. مهم‌ترین ابزارهای تحقیق، سامانه گوگل ارث انجین، ArcGIS و TerrSet بوده است. در این تحقیق با استفاده از مدل تلفیقی ضریب وزنی نسبی و WLC و همچنین اعمال مناطق ممنوعه، مناطق مستعد اسکان موقت شناسایی‌شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که بخش عمده‌ای از استان خوزستان به دلیل وضعیت طبیعی، پتانسیل محدودی برای اسکان موقت دارد و تنها 8 درصد از وسعت این استان که فاصله مناسبی با رودخانه‌ها، نقاط شهری و جاده‌های اصلی دارند و همچنین از شیب و خطر زمین‌لرزه کمتری برخوردارند، مناسب برای اسکان موقت هستند. همچنین بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، درمجموع 15 شهر استان خوزستان شرایط مناسبی برای اسکان موقت دارند و 28 شهر به دلیل پتانسیل بالای آسیب‌پذیری در برابر مخاطرات سیلاب و زمینلرزه، این امکان را ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر رژیم‌های اقلیمی نواحی اطراف خلیج‌فارس و دریای عمان بر پهنه آبی این حوضه: رویکرد یادگیری ماشین بدون نظارت چند الگوریتمی</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737199.html</link>
      <description>خلیج‌فارس به‌عنوان یک دریای نیمه محصور و کم‌عمق، به‌طور ویژه نسبت به تغییرات اقلیمی و نوسانات جوی-اقیانوسی حساس است؛ بااین‌حال، نقش رژیم‌های اقلیمی نواحی اطراف آن، شامل مناطق خشکی حاشیه‌ای، سواحل مجاور و دریای عمان، در تعدیل یا تشدید ویژگی‌های حرارتی پهنه آبی تاکنون کمتر به‌صورت جامع بررسی‌شده است. این پژوهش با بهره‌گیری از یک چارچوب یادگیری ماشین بدون نظارت چند الگوریتمی، تأثیر رژیم‌های اقلیمی نواحی اطراف خلیج‌فارس و دریای عمان بر دینامیک حرارتی پهنه آبی این حوضه را طی دوره ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۱ بررسی می‌کند. داده‌های باز تحلیل ERA5 شامل مجموعه‌ای از متغیرهای جوی و اقیانوسی (دما، باد، بارش، تبخیر، تابش و پوشش ابر) استخراج، استانداردسازی و با استفاده از پنج الگوریتم خوشه‌بندی مکمل (K-Means، MiniBatchKMeans، GMM، DBSCAN و Fuzzy C-Means) تحلیل شدند. خروجی‌ها از طریق خوشه‌بندی اجماعی یکپارچه‌شده و پنج رژیم اقلیمی پایدار شناسایی شد که تأثیرات متمایزی بر دمای سطح آب خلیج‌فارس اعمال می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد که رژیم گرمای شدید شمالی با افزایش پایدار SST در نواحی کم‌عمق شمالی مرتبط است، درحالی‌که رژیم معتدل دریایی جنوبی و رژیم حاشیه موسمی نقش تعدیل‌کننده حرارتی دارند. تحلیل تله‌کانکشن‌ها حاکی از آن است که دوقطبی اقیانوس هند (IOD) محرک غالب ناهنجاری‌های زمستانی مرطوب و ENSO عامل اصلی تقویت نفوذ موسمی تابستانی است. این مطالعه با ارائه یک چارچوب داده‌محور و قابل‌انتقال، بینش‌های نوینی برای پیش‌بینی رژیم‌محور دمای سطح آب، ارزیابی ریسک‌های اکوسیستمی و مدیریت اقلیمی در دریاهای نیمه محصور فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>به دست آوردن نقطه بهینه سرمایه‌گذاری‌های ایمنی در شرکت‌ها با استفاده از اعداد فازی مبتنی بر ارزیابی ریسک و مطالعات هزینه و فایده</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737270.html</link>
      <description>سرمایه‌گذاری مناسب در کنترل‌های ایمنی برای جلوگیری از هزینه‌های حوادث آینده یک راهبرد سودمند است. در این مقاله، مکانیسمی به‌منظور دستیابی به نقطه بهینه میزان سرمایه‌گذاری ایمنی با در نظر گرفتن بودجه ارائه‌شده است. لذا ابتدا ارزیابی ریسک به روش FMEA انجام، سپس داده‌های احتمال وقوع و احتمال کشف تبدیل به اعداد فازی شده است. به کمک تیم خبره هزینه حوادث، هزینه و کنترل‌های پیشنهادی برای هر ریسک تعیین و میزان تأثیرات هر کنترل بر کاهش ریسک و میزان قصور شرکت در هر حادثه تخمین زده‌شده است. با استفاده از برنامه‌ریزی غیرخطی با متغیرهای صفر و یک مسئله مدل‌سازی و پس از اجرای مدل، بودجه در دسترس به کنترل‌های پیشنهادی به‌صورت بهینه تخصیص‌یافته است. با اجرای مدل در یک شرکت پالایش نفت بدون محدودیت بودجه مشخص شد که افزایش سرمایه‌گذاری تا مقدار مشخصی باعث کاهش هزینه کل شرکت خواهد شد و پس‌ازآن افزایش سرمایه‌گذاری باعث کاهش هزینه کل به میزان قابل‌انتظار نخواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین زمینه‌های فرهنگی مؤثر بر خشونت فیزیکی و کلامی زنان علیه زنان (مورد مطالعه زنان خشونت دیده مناطق 1، 2، 16 و 17 شهرداری شهر تهران)</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737315.html</link>
      <description>خشونت یکی از چالش‌های جدی اجتماعی است که در اغلب مطالعات، در قالب سلطه مردان بر زنان بررسی‌شده و خشونت درون جنسیتی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. در این میان، خشونت زنان علیه زنان به‌عنوان پدیده‌ای پنهان و نادیده ‌گرفته‌شده، اهمیت خاصی دارد؛ چراکه این نوع خشونت با بازتولید نگرش‌های تبعیض‌آمیز و تقویت چرخه سلطه، همبستگی زنانه را تضعیف می‌کند. ضرورت پژوهش حاضر از همین خلأ علمی و اجتماعی ناشی می‌شود؛ زیرا بدون شناخت زمینه‌های فرهنگی خشونت میان زنان، برنامه‌های پیشگیری و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی کارآمد نخواهد بود. هدف این تحقیق، تبیین عوامل فرهنگی مؤثر بر خشونت فیزیکی و کلامی زنان علیه زنان در مناطق ۱، ۲، ۱۶ و ۱۷ شهر تهران است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد (اشتراوس و کوربین، 1998) انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ زن خشونت دیده گردآوری شد. انتخاب این روش به دلیل ماهیت پیچیده و چندلایه پدیده مورد مطالعه و همچنین فقدان نظریه‌پردازی کافی در این حوزه در ایران صورت گرفت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی نشان داد که مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی همچون زن‌ستیزی درونی‌شده، جامعه‌پذیری جنسیتی، رقابت منفی، تضاد منافع و هماهنگی با هنجارهای مردسالار، زمینه‌ساز خشونت زنان علیه زنان هستند. این خشونت‌ها عمدتاً به شکل تحقیر، طعنه، شایعه‌پراکنی و طرد اجتماعی بروز یافته و در برخی موارد به رفتارهای فیزیکی منجر می‌شوند. یافته‌ها بیانگر آن است که خشونت زنان علیه زنان نه یک کنش فردی صرف، بلکه بازتابی از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است که در فرآیند جامعه‌پذیری بازتولید می‌شوند. براین‌اساس، تغییر نگرش‌های فرهنگی، آموزش مهارت‌های حل تعارض و تقویت همبستگی زنانه، ضرورت‌هایی اساسی برای کاهش این پدیده محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رایانش شناختی در جنگ شناختی با رویکرد پدافندی</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737359.html</link>
      <description>جنگ شناختی به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین اشکال منازعات معاصر، با هدف اثرگذاری بر ادراک، شناخت و فرآیند تصمیم‌گیری افراد و جوامع، تهدیدی بنیادین برای امنیت ملی به شمار می‌آید. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش راهبردی رایانش شناختی در تقویت پدافند شناختی و ارائه چارچوبی بومی برای مقابله با تهدیدات شناختی انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر فراترکیب و چارچوب هفت ‌مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو بوده و داده‌ها از طریق تحلیل نظام‌مند ۵۸ منبع معتبر فارسی و لاتین در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ گردآوری شد. انتخاب منابع به‌صورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص صورت پذیرفت. به‌منظور ارتقای اعتبار بیرونی یافته‌ها، از روش دلفی با مشارکت ۱۲ خبره بهره گرفته شد. داده‌های کیفی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری و از طریق روش مثلث‌سازی (ترکیب تحلیل اسناد، نظرات خبرگان و شبیه‌سازی) اعتبارسنجی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد رایانش شناختی با اتکا به پردازش زبان طبیعی، یادگیری عمیق و استدلال استنتاجی، در پنج حوزه کلیدی نقش‌آفرینی دارد: ۱) شناسایی و ردیابی خودکار تهدیدات شناختی، ۲) تحلیل کلان داده‌های سایبری برای کشف الگوهای تخریب شناختی، ۳) ارتقای تاب‌آوری اطلاعاتی از طریق آموزش و تقویت تفکر انتقادی، ۴) پیش‌بینی حملات شناختی با بهره‌گیری از مدل‌سازی و شبیه‌سازی و ۵) ارائه پاسخ‌های تطبیقی و هوشمند در زمان واقعی. شاخص‌های کمی شامل روایی محتوا (CVI=0.88)، پایایی (آلفای کرونباخ=0.89) و ضریب توافق کندال (W=0.89) اعتبار مدل پیشنهادی را تائید می‌کنند. نوآوری اصلی این پژوهش در طراحی و بومی‌سازی یک چارچوب سه لایه (زیرساخت ترکیبی، رایانش شناختی و خدمات شناختی) برای جمهوری اسلامی ایران است. این چارچوب می‌تواند به‌عنوان نقشه راهی کارآمد برای سازمان‌های دفاعی و امنیتی در مواجهه با جنگ‌های شناختی و ارتقای امنیت ملی مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی راهبردی سیاست تقریب مذاهب اسلامی در مدیریت بحران‌های سیاسی و اجتماعی (با تأکید بر ارتقای امنیت ملی و انسجام اجتماعی)</title>
      <link>https://www.joem.ir/article_737829.html</link>
      <description>سیاست تقریب مذاهب اسلامی یکی از مهم‌ترین راهبردهای تقویت همگرایی، انسجام اجتماعی و امنیت پایدار در جوامع اسلامی است. با وجود پژوهش‌های متعدد درباره مبانی فقهی و کلامی تقریب، نقش این سیاست در مدیریت بحران‌های سیاسی و اجتماعی کمتر به‌صورت نظام‌مند بررسی شده است. هدف این پژوهش، تبیین ظرفیت‌های سیاست تقریب مذاهب در مدیریت بحران‌های سیاسی و اجتماعی و ارائه یک الگوی راهبردی در این زمینه است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی است. داده‌ها با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و تحلیل اسناد معتبر گردآوری و با روش تحلیل مضمون براساس الگوی براون و کلارک تحلیل شدند. در فرایند تحلیل، ۶۰ کد اولیه، ۱۸ مضمون پایه، ۷ مضمون سازمان‌دهنده و ۳ مضمون فراگیر استخراج و بر مبنای آنها الگوی مفهومی پژوهش طراحی شد. نتایج نشان داد که سیاست تقریب مذاهب از طریق تقویت هویت مشترک اسلامی، توسعه گفت‌وگوی بین‌مذهبی، افزایش سرمایه اجتماعی، ارتقای اعتماد عمومی، کاهش افراط‌گرایی، تقویت حکمرانی فراگیر و توسعه دیپلماسی وحدت، ظرفیت مؤثری برای پیشگیری و مدیریت بحران‌های سیاسی و اجتماعی ایجاد می‌کند. همچنین مشخص شد که سرمایه اجتماعی، اعتماد متقابل و مشارکت نخبگان، نقش متغیرهای میانجی را در این فرایند ایفا می‌کنند. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که سیاست تقریب مذاهب، در صورت نهادینه‌شدن در نظام حکمرانی، آموزش، رسانه و سیاست‌گذاری عمومی، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتقای امنیت ملی، کاهش تعارضات مذهبی، افزایش انسجام اجتماعی و مدیریت پایدار بحران‌ها در جوامع اسلامی تبدیل شود. الگوی راهبردی ارائه‌شده می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری و پژوهش‌های آینده در حوزه تقریب مذاهب، امنیت و مدیریت بحران باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
